راهنمای ۱۵۱ اصطلاح کلیدی حسابداری و مالی برای مدیران و فعالان اقتصادی
این مجموعه شامل ۱۵۱ اصطلاح کلیدی و کاربردی حسابداری و مالی است که از مفاهیم پایه حسابداری و صورتهای مالی تا حسابرسی، داراییها، بدهیها، درآمد و هزینه، موجودی کالا، استهلاک، نسبتهای مالی، اسناد تجاری، مالیات و گزارشگری مالی را پوشش میدهد.
1. مفاهیم پایه حسابداری
- حسابداری — Accounting: فرایند شناسایی، ثبت، طبقهبندی، تجزیهوتحلیل و گزارش رویدادهای مالی یک واحد اقتصادی برای تصمیمگیری.
- حساب — Account: سابقهای مالی برای ثبت و نگهداری معاملات مرتبط با یک قلم مشخص مانند دارایی، بدهی، درآمد یا هزینه.
- معادله حسابداری — Accounting Equation: رابطه بنیادی حسابداری که بیان میکند: Assets = Liabilities + Equity.
- دارایی — Asset: منبع اقتصادی تحت کنترل واحد تجاری که انتظار میرود در آینده منافع اقتصادی ایجاد کند.
- بدهی — Liability: تعهد فعلی شرکت در برابر اشخاص یا نهادهای دیگر که تسویه آن در آینده موجب خروج منابع اقتصادی میشود.
- سرمایه — Capital: منابع مالی یا اقتصادیای که مالک برای راهاندازی یا تأمین مالی فعالیت کسبوکار در اختیار واحد تجاری قرار میدهد.
- حقوق صاحبان سهام — Shareholders’ Equity: ارزش خالص داراییهای شرکت پس از کسر بدهیها؛ یعنی سهم مالکان از خالص داراییهای شرکت.
- حسابداری مالی — Financial Accounting: شاخهای از حسابداری که اطلاعات مالی را برای استفادهکنندگان خارج از شرکت، مانند سرمایهگذاران و اعتباردهندگان، تهیه میکند.
- حسابداری مدیریت — Management Accounting / Managerial Accounting: تهیه و تحلیل اطلاعات مالی و عملیاتی برای کمک به مدیران در برنامهریزی، کنترل و تصمیمگیری.
- واحد جداگانه حسابداری — Accounting Entity / Accounting Entity Concept: واحد اقتصادی مستقلی که رویدادهای مالی آن جدا از مالکان یا سایر واحدها ثبت و گزارش میشود.
2. حسابرسی و گزارشگری مالی
- حسابرسی — Auditing: بررسی و ارزیابی مستقل شواهد و اطلاعات مالی برای اظهارنظر درباره قابلیت اتکا و انطباق صورتهای مالی با چارچوب مربوط.
- ممیزی مالی — Financial Audit: بررسی نظاممند صورتهای مالی و سوابق حسابداری با هدف اطمینان از نبود تحریف بااهمیت و ارائه گزارش حسابرس.
- ترازنامه — Balance Sheet / Statement of Financial Position: گزارشی که وضعیت داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام شرکت را در یک تاریخ مشخص نشان میدهد.
- صورتهای مالی — Financial Statements: مجموعه گزارشهای رسمی شامل صورت وضعیت مالی، صورت سود و زیان، صورت جریان وجوه نقد و سایر صورتهای مرتبط.
- صورت سود و زیان — Income Statement / Statement of Profit or Loss: گزارشی که درآمدها، هزینهها و سود یا زیان شرکت را طی یک دوره مالی نشان میدهد.
- صورت سود و زیان یکمرحلهای — Single-Step Income Statement: صورت سود و زیانی که در آن مجموع درآمدها و مجموع هزینهها جداگانه ارائه و سپس سود یا زیان محاسبه میشود.
- صورت جریان وجوه نقد — Statement of Cash Flows: گزارشی که جریانهای ورودی و خروجی وجه نقد را در فعالیتهای عملیاتی، سرمایهگذاری و تأمین مالی نشان میدهد.
- صورت گردش وجوه نقد — Cash Flow Statement: عنوانی دیگر برای صورت جریان وجوه نقد که تغییرات وجه نقد و معادلهای نقدی شرکت را طی یک دوره نشان میدهد.
- یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی — Notes to the Financial Statements: اطلاعات تکمیلی درباره اقلام صورتهای مالی، رویههای حسابداری، تعهدات و سایر اطلاعات بااهمیت.
- صورت مغایرت بانکی — Bank Reconciliation Statement: گزارشی برای تطبیق مانده حساب بانک در دفاتر شرکت با مانده اعلامشده توسط بانک و شناسایی اختلافات.
3. دفاتر و اسناد حسابداری
- دفتر روزنامه — Journal: دفتری که معاملات و رویدادهای مالی به ترتیب تاریخ وقوع در آن ثبت میشوند.
- دفتر روزنامه عمومی — General Journal: دفتری برای ثبت رویدادهایی که در دفاتر روزنامه اختصاصی ثبت نمیشوند.
- دفتر کل — General Ledger: دفتر اصلی حسابداری که مانده و گردش تمام حسابهای شرکت در آن طبقهبندی و نگهداری میشود.
- دفتر معین — Subsidiary Ledger: دفتری که جزئیات یک حساب کنترل، مانند حساب مشتریان یا فروشندگان، در آن ثبت میشود.
- نمودار حسابها — Chart of Accounts: فهرست ساختاریافته حسابهای مورد استفاده شرکت همراه با کد یا شماره اختصاصی هر حساب.
- دفتر روزنامه خرید — Purchases Journal: دفتر اختصاصی برای ثبت خریدهای اعتباری کالا یا موجودی.
- دفتر روزنامه فروش — Sales Journal: دفتر اختصاصی برای ثبت فروشهای اعتباری.
- دفتر روزنامه دریافتهای نقدی — Cash Receipts Journal: دفتر ثبت کلیه دریافتهای نقدی و بانکی شرکت.
- دفتر روزنامه پرداختهای نقدی — Cash Payments Journal: دفتر ثبت پرداختهای نقدی و بانکی شرکت.
- دفتر روزنامه اختصاصی — Special Journal: دفترهایی که برای ثبت نوع خاصی از معاملات تکراری، مانند خرید، فروش یا دریافت و پرداخت نقدی، استفاده میشوند.
4. تراز آزمایشی و ثبتهای حسابداری
- تراز آزمایشی — Trial Balance: فهرستی از مانده حسابهای دفتر کل که برای کنترل برابری مجموع بدهکار و بستانکار تهیه میشود.
- تراز آزمایشی تعدیلشده — Adjusted Trial Balance: تراز آزمایشی پس از اعمال ثبتهای تعدیلی پایان دوره که مبنای تهیه صورتهای مالی قرار میگیرد.
- تراز آزمایشی اختتامی — Post-Closing Trial Balance: تراز آزمایشی تهیهشده پس از بستن حسابهای موقت که معمولاً فقط شامل حسابهای دائمی است.
- ثبت معکوس — Reversing Entry: ثبت حسابداری که معمولاً در ابتدای دوره بعد برای معکوس کردن برخی ثبتهای تعدیلی دوره قبل انجام میشود.
- ثبتهای بستن — Closing Entries: ثبتهایی که در پایان دوره برای بستن حسابهای موقت و انتقال نتیجه عملکرد به حسابهای دائمی انجام میشوند.
- بستن حسابهای موقت — Closing Temporary Accounts: صفر کردن مانده حسابهای درآمد، هزینه و برداشت در پایان دوره مالی.
- کاربرگ — Accounting Worksheet: فرم چندستونهای کمکی برای سازماندهی اطلاعات حسابداری و آمادهسازی صورتهای مالی.
- کاربرگ گسترده — Extended Worksheet: نسخهای تفصیلیتر از کاربرگ حسابداری که ستونهای بیشتری برای تعدیلات، صورت سود و زیان و ترازنامه دارد.
5. حسابهای دریافتنی و پرداختنی
- حساب دریافتنی — Accounts Receivable (AR): مطالبات شرکت از مشتریان بابت فروش کالا یا ارائه خدمات بهصورت نسیه که انتظار میرود در آینده وصول شود.
- حساب پرداختنی — Accounts Payable (AP): بدهی کوتاهمدت شرکت به فروشندگان و تأمینکنندگان بابت خرید کالا یا خدمات بهصورت نسیه.
- اسناد دریافتنی — Notes Receivable: مطالبات رسمی و مکتوب شرکت که معمولاً دارای مبلغ، نرخ بهره و تاریخ سررسید مشخص هستند.
- اسناد پرداختنی — Notes Payable: تعهد کتبی شرکت برای پرداخت مبلغ مشخصی در تاریخ معین یا طبق شرایط قرارداد.
- سند پرداختنی کوتاهمدت — Short-term Note Payable: تعهد کتبی پرداخت مبلغ مشخصی که سررسید آن معمولاً کمتر از یک سال است.
- طلبکار / بستانکار — Creditor: شخص یا نهادی که از شرکت یا شخص دیگری طلب دارد.
- بدهکار — Debtor: شخص یا نهادی که در برابر شخص یا نهاد دیگری تعهد یا بدهی مالی دارد.
- تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی — Aging of Accounts Receivable: دستهبندی مطالبات بر اساس مدتزمان گذشته از سررسید برای ارزیابی احتمال وصول.
- ذخیره مطالبات مشکوکالوصول — Allowance for Doubtful Accounts: برآورد مبلغی از مطالبات که احتمال میرود وصول نشود.
- روش ذخیرهگیری — Allowance Method: روشی که در آن زیان اعتباری یا مطالبات مشکوکالوصول پیش از مشخصشدن قطعی مطالبات سوختشده برآورد میشود.
- هزینه مطالبات سوختشده — Bad Debt Expense: هزینهای که بابت برآورد یا شناسایی مطالبات غیرقابل وصول در صورتهای مالی ثبت میشود.
- روش حذف مستقیم — Direct Write-Off Method: روشی که در آن طلب غیرقابل وصول مستقیماً در زمان قطعیشدن، بهعنوان هزینه شناسایی و از حساب دریافتنی حذف میشود.
- متوسط دوره وصول مطالبات — Average Collection Period: میانگین تعداد روزهایی که شرکت برای وصول مطالبات خود از مشتریان نیاز دارد.
6. درآمد، هزینه و سود
- درآمد — Revenue: افزایش منافع اقتصادی ناشی از فعالیتهای اصلی شرکت، مانند فروش کالا یا ارائه خدمات.
- درآمد عمومی — General Revenue: درآمدهایی که از منابع عمومی یا فعالیتهای مختلف یک واحد اقتصادی حاصل میشوند و الزاماً محدود به یک فعالیت خاص نیستند.
- درآمد فروش — Sales Revenue: درآمد حاصل از فروش کالا یا ارائه خدمات در جریان فعالیت اصلی شرکت.
- هزینه — Expense: منابعی که برای ایجاد درآمد مصرف میشوند و در نتیجه موجب کاهش سود یا حقوق صاحبان سهام میگردند.
- سود ناخالص / سود ناویژه — Gross Profit: تفاوت فروش خالص و بهای تمامشده کالای فروشرفته.
- سود عملیاتی — Operating Profit: سود حاصل از فعالیتهای اصلی شرکت پس از کسر هزینههای عملیاتی از سود ناخالص.
- سود ویژه / سود خالص — Net Income / Net Profit: سود باقیمانده پس از کسر تمام هزینهها، مالیات و سایر اقلام مرتبط از درآمد.
- زیان ویژه / زیان خالص — Net Loss: زمانی ایجاد میشود که مجموع هزینهها و زیانها از درآمدهای شرکت بیشتر باشد.
- سایر درآمدها — Other Income: درآمدهایی که مستقیماً از فعالیت اصلی شرکت ناشی نمیشوند.
- سایر هزینهها — Other Expenses: هزینههایی خارج از فعالیت اصلی شرکت، مانند برخی زیانهای فروش دارایی.
- خرید خالص — Net Purchases: خرید پس از کسر برگشت از خرید، تخفیفات و سایر اقلام کاهنده خرید.
- فروش خالص — Net Sales: فروش پس از کسر برگشت از فروش، تخفیفات و سایر کاهندههای فروش.
- تخفیفات فروش — Sales Discounts: کاهش مبلغ قابل دریافت از مشتری در صورت پرداخت زودتر یا رعایت شرایط تعیینشده فروش.
- برگشتیهای فروش و تخفیفات — Sales Returns and Allowances: مبالغ مربوط به کالاهای برگشتی یا تخفیفهای اعطاشده پس از فروش.
- خلاصه حساب سود و زیان — Income Summary Account: حساب موقتی که در پایان دوره برای انتقال درآمدها و هزینهها و تعیین سود یا زیان دوره استفاده میشود.
7. مبنای حسابداری و دوره مالی
- حسابداری بر مبنای تعهدی — Accrual Basis Accounting: درآمدها و هزینهها هنگام تحقق یا وقوع شناسایی میشوند، نه صرفاً هنگام دریافت یا پرداخت وجه نقد.
- حسابداری بر مبنای نقدی — Cash Basis Accounting: درآمد و هزینه زمانی ثبت میشوند که وجه نقد واقعاً دریافت یا پرداخت شود.
- دوره مالی — Accounting Period / Financial Period: بازه زمانی مشخصی که عملکرد مالی شرکت برای آن اندازهگیری و گزارش میشود.
- سال مالی — Fiscal Year / Financial Year: دوره دوازدهماهه مورد استفاده شرکت برای گزارشگری مالی سالانه که الزاماً با سال تقویمی یکسان نیست.
- چرخه حسابداری — Accounting Cycle: مجموعه مراحل ثبت، طبقهبندی، تعدیل و نهاییسازی اطلاعات مالی از ابتدای دوره تا تهیه صورتهای مالی.
- حساب موقت — Temporary Account: حسابهایی مانند درآمد و هزینه که در پایان دوره بسته شده و مانده آنها به دوره بعد منتقل نمیشود.
- حساب دائمی — Permanent Account: حسابهایی مانند دارایی، بدهی و حقوق صاحبان سهام که مانده آنها به دوره مالی بعد منتقل میشود.
8. تعهدات و درآمدها/هزینههای انتقالی
- پیشپرداخت هزینهها — Prepaid Expenses: مبالغی که شرکت پیش از دریافت کالا یا خدمات پرداخت کرده و تا زمان مصرف بهعنوان دارایی ثبت میشوند.
- پیشدریافت درآمد — Unearned Revenue / Deferred Revenue: وجهی که شرکت پیش از ارائه کالا یا خدمت دریافت کرده و تا زمان ایفای تعهد، بدهی محسوب میشود.
- هزینه معوق — Accrued Expense / Accrued Liability: هزینهای که ایجاد شده اما هنوز پرداخت نشده و در دفاتر شناسایی نشده یا نیاز به ثبت تعهد دارد.
- درآمد معوق — Accrued Revenue: درآمدی که تحقق یافته اما هنوز وجه آن دریافت نشده است.
نکته: در کاربرد حرفهای، (هزینه معوق) و (درآمد معوق) گاهی در منابع فارسی با معانی متفاوتی استفاده میشوند؛ بنابراین اصطلاح دقیق انگلیسی باید بر اساس منظور نویسنده انتخاب شود.
8. موجودی کالا
- سیستم ادواری موجودی کالا — Periodic Inventory System: موجودی و بهای کالای فروشرفته در پایان دوره یا در فواصل مشخص تعیین میشود.
- سیستم دائمی موجودی کالا — Perpetual Inventory System: موجودی و بهای کالای فروشرفته با هر خرید و فروش بهصورت مستمر بهروزرسانی میشود.
- گردش موجودی کالا — Inventory Turnover: نشان میدهد موجودی کالا طی یک دوره چند بار فروخته و جایگزین شده است.
- روش فایفو — First-In, First-Out (FIFO): فرض میکند اولین کالاهای خریداریشده، اولین کالاهایی هستند که به فروش میرسند.
- روش لایفو — Last-In, First-Out (LIFO): فرض میکند آخرین کالاهای خریداریشده، اولین کالاهایی هستند که به فروش میرسند.
- ذخیره لایفو — LIFO Reserve: تفاوت بین ارزش موجودی بر مبنای LIFO و ارزش آن بر مبنای روش دیگری مانند FIFO.
- روش میانگین موزون — Weighted Average Cost Method: بهای موجودی بر اساس میانگین موزون بهای واحدهای موجود محاسبه میشود.
- روش شناسایی ویژه — Specific Identification Method: بهای تمامشده هر قلم موجودی بر اساس هزینه واقعی همان قلم شناسایی میشود.
- روش سود ناخالص — Gross Profit Method: روشی برای برآورد موجودی پایان دوره با استفاده از حاشیه سود ناخالص.
- سود نگهداری موجودی کالا — Inventory Holding Gain: افزایش ارزش اقتصادی موجودی کالا در نتیجه نگهداری آن، که میتواند تحت شرایط خاص و بسته به چارچوب حسابداری قابل شناسایی یا صرفاً تحلیلی باشد.
- قاعده اقل بهای تمامشده یا قیمت بازار — Lower of Cost or Market (LCM): در چارچوبهای مربوط، موجودی با مبلغ پایینتر میان بهای تمامشده و معیار بازار اندازهگیری میشود.
9. داراییهای ثابت و استهلاک
- دارایی ثابت — Fixed Assets / Property, Plant and Equipment (PP&E): داراییهای مشهود بلندمدتی که برای استفاده در عملیات شرکت نگهداری میشوند؛ مانند ساختمان و ماشینآلات.
- دارایی بلندمدت — Non-current Assets / Long-term Assets: داراییهایی که انتظار نمیرود در چرخه عملیاتی عادی یا طی یک سال به وجه نقد تبدیل یا مصرف شوند.
- دارایی جاری — Current Assets: داراییهایی که معمولاً طی یک سال یا چرخه عملیاتی به وجه نقد تبدیل، فروخته یا مصرف میشوند.
- استهلاک — Depreciation: تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاکپذیر یک دارایی ثابت طی عمر مفید آن.
- استهلاک انباشته — Accumulated Depreciation: مجموع استهلاک شناساییشده یک دارایی ثابت از زمان آماده بهرهبرداری تا تاریخ گزارش.
- ارزش دفتری یک دارایی ثابت — Carrying Amount / Net Book Value: ارزش ثبتشده دارایی پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش احتمالی.
- مبلغ استهلاکپذیر — Depreciable Amount: مبلغی که طی عمر مفید دارایی مستهلک میشود و معمولاً از بهای دارایی منهای ارزش اسقاط تشکیل میشود.
- ارزش اسقاط برآوردی — Estimated Residual Value: ارزش مورد انتظار دارایی در پایان عمر مفید آن، پس از در نظر گرفتن هزینههای واگذاری مربوط.
- عمر مفید برآوردی — Estimated Useful Life: مدت زمانی یا میزان استفادهای که انتظار میرود دارایی برای شرکت قابل بهرهبرداری باشد.
- روش خط مستقیم — Straight-Line Method: در این روش، مبلغ استهلاک در طول عمر مفید دارایی، در شرایط ثابت، بهطور مساوی بین دورهها توزیع میشود.
- روش تسریعی استهلاک — Accelerated Depreciation Method: روشی که در آن سهم بیشتری از استهلاک در سالهای ابتدایی عمر دارایی شناسایی میشود.
- روش نزولی مضاعف — Double-Declining Balance Method (DDB): یکی از روشهای استهلاک تسریعی که در سالهای ابتدایی هزینه استهلاک بیشتری ایجاد میکند.
- روش مجموع سنوات — Sum-of-the-Years’-Digits Method (SYD): روش استهلاک تسریعی که بر اساس نسبت عمر باقیمانده دارایی به مجموع ارقام سنوات محاسبه میشود.
- روش میزان تولید — Units-of-Production Method: استهلاک بر اساس میزان تولید، ساعات کارکرد یا میزان استفاده واقعی از دارایی محاسبه میشود.
- استهلاک به روش تجدید ارزیابی — Revaluation Model: روشی که در آن داراییهای واجد شرایط در فواصل منظم به ارزش تجدیدارزیابیشده اندازهگیری میشوند و استهلاک بر مبنای مبلغ جدید محاسبه میشود.
10. داراییهای نامشهود
- دارایی نامشهود — Intangible Asset: دارایی فاقد ماهیت فیزیکی که دارای ارزش اقتصادی است؛ مانند حق اختراع، نرمافزار و برخی حقوق قراردادی.
- حق نشر — Copyright: حق قانونی انحصاری برای تکثیر، انتشار و بهرهبرداری از یک اثر فکری یا هنری.
- حق اختراع — Patent: حق انحصاری قانونی برای بهرهبرداری از یک اختراع در مدت مشخص.
- حق امتیاز — License / Licensing Right: حق قراردادی یا قانونی برای استفاده از یک فناوری، برند، اثر یا دارایی فکری طبق شرایط مشخص.
- حق انحصار فروش — Exclusive Distribution Right: حقی قراردادی که به یک شخص یا شرکت اجازه میدهد محصول یا خدمت خاصی را در محدوده مشخص بهصورت انحصاری عرضه کند.
- سرقفلی — Goodwill: مازاد مبلغ پرداختشده برای تحصیل یک کسبوکار نسبت به ارزش منصفانه خالص داراییهای قابل تشخیص آن.
- علائم تجاری و نام تجاری — Trademarks and Trade Names: نامها و نشانههایی که برای شناسایی و متمایزکردن کالاها، خدمات یا کسبوکار استفاده میشوند.
- انقضای داراییهای نامشهود — Amortization: تخصیص سیستماتیک بهای دارایی نامشهود دارای عمر مفید محدود طی دوره استفاده از آن.
11. سرمایهگذاری و تأمین مالی
- هزینه سرمایهای — Capital Expenditure (CapEx): مخارجی برای خرید، ایجاد یا بهبود داراییهای بلندمدت که انتظار میرود منافع آنها بیش از یک دوره مالی ادامه داشته باشد.
- مخارج سرمایهای — Capital Expenditures (CapEx): همان مخارج سرمایهای؛ مانند خرید ماشینآلات، ساختمان یا تجهیزات بلندمدت.
- عواید سرمایهای — Capital Gains: سود حاصل از افزایش ارزش و فروش یک دارایی سرمایهای نسبت به بهای تحصیل آن.
- مازاد سرمایه — Capital Surplus / Additional Paid-in Capital (APIC): مبالغی که در ساختار حقوق صاحبان سهام، بیش از ارزش اسمی سهام از سهامداران دریافت شده یا طبق مقررات بهعنوان مازاد سرمایه شناسایی میشوند.
- شرکت سهامی — Joint-Stock Company / Corporation: شرکتی که سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مالکیت آن بر اساس تعداد سهام سهامداران تعیین میشود.
- سهامدار — Shareholder / Stockholder: شخص حقیقی یا حقوقی که مالک بخشی از سهام یک شرکت است.
- ادغامها و اکتسابها — Mergers and Acquisitions (M&A): معاملات و فرایندهایی که طی آن شرکتها با یکدیگر ادغام میشوند یا یک شرکت، شرکت دیگری را تحصیل میکند.
12. اجاره، تعمیرات و منابع طبیعی
- اجاره بلندمدت — Long-term Lease: قرارداد اجارهای که دوره یا ساختار آن موجب ایجاد تعهدات و حقوق مالی بلندمدت برای طرفین میشود.
- تعمیر اساسی — Major Repairs / Major Overhaul: مخارج قابلتوجهی برای بازسازی یا افزایش عمر مفید و ظرفیت دارایی که ممکن است طبق استاندارد مربوط سرمایهای شود.
- تعمیر غیر اساسی — Minor Repairs / Routine Repairs: هزینههای معمول نگهداری و تعمیر که برای حفظ وضعیت عادی دارایی انجام میشوند و عموماً هزینه دوره محسوب میشوند.
- هزینه تهیشدن منابع طبیعی — Depletion Expense: هزینهای که برای تخصیص بهای منابع طبیعی استخراجشونده مانند معادن و ذخایر نفت و گاز طی دوره استفاده شناسایی میشود.
13. اسناد، بهره و تنزیل
- بهره — Interest: هزینه استفاده از پول یا اعتبار که معمولاً بر اساس اصل مبلغ و نرخ بهره محاسبه میشود.
- دوره بهره — Interest Period: بازه زمانی مورد استفاده برای محاسبه بهره.
- نرخ بهره — Interest Rate: درصدی که برای محاسبه هزینه یا درآمد بهره نسبت به اصل مبلغ استفاده میشود.
- اصل مبلغ — Principal: مبلغ اولیه وام، بدهی یا سند، بدون احتساب بهره.
- سند وعدهدار — Promissory Note: سند کتبی که صادرکننده به موجب آن متعهد به پرداخت مبلغ مشخصی در تاریخ معین یا عندالمطالبه میشود.
- تاریخ سررسید — Maturity Date: تاریخی که در آن اصل مبلغ و مبالغ مرتبط با یک سند یا بدهی باید تسویه شوند.
- ارزش سررسید — Maturity Value: مبلغی که در تاریخ سررسید سند پرداخت میشود و در صورت وجود بهره، میتواند شامل اصل مبلغ بهاضافه بهره باشد.
- درصدی از فروش — Percentage of Sales Method: روشی برای برآورد برخی اقلام حسابداری، مانند مطالبات مشکوکالوصول، بر اساس درصدی از فروش اعتباری یا کل فروش.
- تنزیل یک سند دریافتنی — Discounting a Note Receivable: دریافت وجه یک سند دریافتنی پیش از سررسید از بانک یا مؤسسه مالی، معمولاً پس از کسر هزینه تنزیل.
- تنزیل یک سند پرداختنی — Discounting a Note Payable: فرایندی مرتبط با تأمین مالی یک سند یا تعهد که هزینه تأمین مالی آن بر اساس شرایط قرارداد محاسبه میشود.
14. اصول و مفاهیم حسابداری
- اصل تطابق هزینه با درآمد — Matching Principle: هزینهها باید در همان دورهای شناسایی شوند که درآمدهای مرتبط با آنها شناسایی شدهاند.
- اصل شناسایی درآمد — Revenue Recognition Principle: درآمد زمانی شناسایی میشود که طبق چارچوب گزارشگری مالی، شرایط لازم برای شناسایی آن تحقق یافته باشد.
- اصل ثبات رویه — Consistency Principle: روشهای حسابداری باید از یک دوره به دوره دیگر بهصورت باثبات اعمال شوند تا قابلیت مقایسه اطلاعات حفظ شود.
- اصل افشا — Full Disclosure Principle: اطلاعات بااهمیت و مؤثر بر تصمیمگیری استفادهکنندگان باید در صورتهای مالی یا یادداشتهای همراه افشا شود.
- مفهوم اهمیت — Materiality: اطلاعاتی بااهمیت هستند که حذف یا ارائه نادرست آنها بتواند بر تصمیم اقتصادی استفادهکنندگان صورتهای مالی اثر بگذارد.
- محافظهکاری — Accounting Conservatism: رویکردی احتیاطی در شرایط عدم اطمینان که از بیشنمایی داراییها و درآمدها یا کمنمایی بدهیها و هزینهها جلوگیری میکند.
15. سایر مفاهیم مهم
- نقدینگی — Liquidity: توانایی شرکت برای تبدیل داراییها به وجه نقد و پرداخت تعهدات کوتاهمدت در زمان سررسید.
- جریان نقدی — Cash Flow: ورود و خروج وجه نقد و معادلهای نقدی شرکت طی یک دوره مشخص.
- پیشبینی جریان نقدی — Cash Flow Forecast: برآورد جریانهای نقدی ورودی و خروجی آینده برای مدیریت نقدینگی و برنامهریزی مالی.
- چرخه عملیات — Operating Cycle: مدت زمانی که شرکت برای تبدیل وجه نقد به موجودی، فروش موجودی و تبدیل مجدد فروش به وجه نقد نیاز دارد.
- حساب متقابل — Contra Account: حسابی که برای تعدیل حساب اصلی ایجاد میشود و معمولاً ماندهای مخالف حساب اصلی دارد؛ مانند استهلاک انباشته.
- حساب کنترل — Control Account: حسابی در دفتر کل که خلاصه مانده حسابهای تفصیلی یک دفتر معین را نشان میدهد.
- پردازش دستهای — Batch Processing: پردازش گروهی تراکنشها بهصورت یکجا، بهجای پردازش هر تراکنش بهصورت مستقل و لحظهای.
- برنامه بانک اطلاعاتی — Database Application / Database Management System (DBMS): نرمافزار یا سامانهای برای ذخیره، سازماندهی، بازیابی و مدیریت دادههای مالی و عملیاتی.
- کالای امانی — Consignment Inventory: کالایی که مالک آن، کالا را نزد شخص یا شرکت دیگری برای فروش قرار میدهد، در حالی که مالکیت تا زمان فروش معمولاً نزد امانتدهنده باقی میماند.
- دیون بلامحل — Unprovided-for Liabilities: بدهیهای قطعی و قابل پرداختی که برای تأمین اعتبار یا پرداخت آنها قبلاً پیشبینی مالی کافی انجام نشده است.
- بدهی احتمالی — Contingent Liability: تعهد احتمالیای که وقوع یا مبلغ آن به نتیجه یک رویداد آینده وابسته است.
- فدراسیون بینالمللی حسابداران — International Federation of Accountants (IFAC): سازمان جهانی حرفه حسابداری که در توسعه و حمایت از حرفه حسابداری و استانداردهای حرفهای بینالمللی فعالیت میکند.
- شرکت تضامنی — General Partnership: نوعی ساختار تجاری که در آن دو یا چند شریک با مسئولیت شخصی گسترده نسبت به تعهدات شرکت فعالیت میکنند.
- واحد تکمالکی — Sole Proprietorship: کسبوکاری متعلق به یک مالک که معمولاً از نظر حقوقی شخصیت مستقلی از مالک ندارد.
- نسبت جاری — Current Ratio: نسبت داراییهای جاری به بدهیهای جاری که توان شرکت برای پوشش تعهدات کوتاهمدت را نشان میدهد.
- نسبت سریع — Quick Ratio / Acid-Test Ratio: شاخصی برای سنجش توان پرداخت بدهیهای جاری با استفاده از داراییهای سریعالنقد، بدون اتکای اصلی به موجودی کالا.
- نسبت بدهی — Debt Ratio: نسبت کل بدهیها به کل داراییها که میزان اتکای شرکت به بدهی برای تأمین داراییهای خود را نشان میدهد.
- حصه جاری بدهی بلندمدت — Current Portion of Long-term Debt (CPLTD): بخشی از بدهی بلندمدت که باید طی دوازده ماه آینده پرداخت شود.
- مالیات حقوق — Payroll Tax: مالیات و کسورات قانونی مرتبط با حقوق و دستمزد کارکنان که طبق قوانین مربوط محاسبه و پرداخت میشود.
- حقوق ناخالص — Gross Pay / Gross Salary: کل حقوق و مزایای کارکن قبل از کسر مالیات، بیمه و سایر کسورات.
- پرداخت خالص / خالص پرداختی — Net Pay: مبلغی که پس از کسر مالیات، بیمه و سایر کسورات از حقوق ناخالص به کارکن پرداخت میشود.
